X
تبلیغات
تبریـز نامه
تبریـز نامه
گــزارشهای فرهنگی – اجتمــاعی و دست نوشتــه های یک خبــرنگار تبریــزی
قالب وبلاگ
بیمارستان رازی تبریز به لحاظ فیزیکی و پرسنلی یکی از بزرگترین بیمارستان های  شمال غرب کشورمان  به شمار می رود که با توجه به تعداد زیاد بیماران و امکانات نا کافی نمی تواند خدمات مطلوبی را ارایه نماید. این بیمارستان با مساحت نزدیک به 10 هکتار و بیش از 600 نفر پرسنل ( به طور متغیر) و 650 عدد تخت یکی از بزرگترین مراکز درمانی اعصاب و روان شمال غرب کشور محسوب میگردد که باید با برنامه ریزی مناسب تداومگر ارایه خدمات مربوطه به مراجعه کنندگان خود از شهرهای مختلف آذربایجان شرقی و استانهای همجوار باشد !
قوانین تدوین شده در مراکز روانپزشکی نیاز به بازبینی دارد

دکتر «آرش محققی» روانپزشک و رئیس بیمارستان رازی در مورد وضعیت این بیمارستان گفت : بیمارستان رازی از قدیم محل نگهداری بیماران روانی شناخته شده است اما متاسفانه هم اکنون، این بیمارستان به محل اقامت بیماران تبدیل شده است به طوری که در حال حاضر 300 نفر از بیماران اعصاب و روان بیش از 6 ماه است در این بیمارستان حضور دارند در حالی که  نیازی به بستری شدن آنها نیست.

وی افزود: تمام بیماران در صورت تایید پزشک معالج مرخص می شوند ولی خانواده های بیماران تمایلی به نگهداری بیماران در منزل ندارند و همه این کارها بر دوش بیمارستان افتاده است در صورتی که بیمارستان محل درمان بیماران به شمار می رود ولی بر خلاف این امر بیمارستان رازی در بین بیماران و خانواده آنها وهمچنین افکار عمومی محل اقامت و نگهداری بیماران روانی به شمار می رود که این طرز تفکر باید اصلاح گردد.

محققی همچنین درباره احکام صادره از سوی قوه قضاییه برای بستری شدن بیماران گفت : با توجه به ناتوانی های مالی این بیمارستان در ارایه خدمات وسیع و کامل به بیماران، از مقامات قضایی خواهشمندیم اختیار تام را در بستری یا عدم بستری بیماران روانی به این بیمارستان اعطا نماید، زیرا بیمارانی وجود دارند که نیازی  به بستری شدن ندارند و سالهاست که در این مرکز درمانی اقامت دارند

شهرام صادق زاده- خبرنگار تبریزیتعـــداد بیماران موجــود بیش از ظرفیت بیمارستـــان است

مسئول پرستاری بیمارستان رازی با اشاره به آمار و ارقام موجود در این بیمارستان گفت: در حال حاضر  650 تخت مصوب وجود دارد که از این تعداد 591 تخت فعال هستند.

خزایی ادامه داد: طبق آمار موجود، در حال حاضر حدود 564 نفر بیمار وجود دارد که 30 الی 40 نفر آنان به صورت ثابت و حدود 250 نفردیگر هم  خانواده هایشان قادر به نگهداری از آنان نمی باشند و دائما پس از مرخصی  چند روز بعد به همراه بیمار خود به بیمارستان مراجعه می کنند و خواستار بستری مجدد بیمار روانی خویش هستند زیرا در منزل قادر به کنترل و نگهداری از آنان نمی باشند.

مسئول پرستاری بیمارستان در پایان خاطر نشان کرد: در بعضی بخش ها تعداد بیماران از حد ظرفیت تجاوز کرده است به طوری که به طور معمول روزانه 20 الی 30 نفر بر روی زمین می خوابند و بیمارستان با وجود همه مشکلات دیگر قادر به بستری بیماران نمی باشد.

امنیت جانی پرسنل اورژانس بیمارستان رازی در خطر است

سرپرست اورژانس برستاری بیمارستان رازی نیز در مورد امنیت جانی پرسنل این بیماستان گفت: با توجه به این که بیماران پرخاشگر، زندانی، معتاد و کسانی که دارای اختلالات  شخصیتی هستند به این بیمارستان ارجاع داده می شوند وجود باجه نیروی انتطامی در این مکان ضروری است، به طوری که در چند روز اخیر پرسنل این بخش مورد حمله یک بیمارروانی و خانواده وی به علت اعتراض به نحوه ارایه خدمات بیمارستانی  قرار گرفته بودند که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی در پایان افزود: در بعضی مواقع پرخاشگری بیماران به حدی است که چند ساعتی در اتاقی به نام اتاق ایزوله نگهداری میگردند تا به آرامش کامل  برسند و ترتیب انتقالشان به بخش مربوطه داده شود

در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که حل مشکلات بیمارستانها و مراکز درمانی در واقع حل نارسایی های روح و روانی آحاد مردم و شهروندانمان است، زیرا شاید یک روز هم پای من و شما به آنجا برسد...!!!

 

[ شنبه 30 دی1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]

وجود تیمچه­ مظفریه در بیش از یک قرن پیش نیز  توانست به خوبی معاملات فرش را تسهیل نماید زیرا مهمترین مکانی بود تا  تجار و بازرگانان گردهم آیند و به دادو ستد فرش­های مختلف بپردازند.

این تیمچه از آن دوران خاطرات بسیار خوبی را به یاد دارد، خاطراتی که برخی از آن را فقط در چند قطعه قدیمی دیده ایم اما با مشاهده آنها نیز پی به عظمت و ارزش تیمچه مظفریه برده ایم وتصاویر فوق را با آنچه امروز از کنارش میگذریم مقایسه میکنیم و آهی از ته دل ما را به خود می­آورد. در بدو ورود به تیمچه مظفریه چند قطعه فرش را برروی زمین مشاهده میکنیم که یکی دونفر هم مشغول بررسی و تجزیه و تحلیل آنها هستند تا شاید معامله ای صورت بگیرد و اقتصاد بچرخد... .

به دلیل عوامل متعددی از جمله موانع رشد اقتصادی و تجارت خارجی و نیز گرانی لوازم ومواد اولیه و... رکود نسبی به سوی بازار تجاری فرشهای دستباف روی آورده است که به اعتقاد بسیاری از فروشندگان این تیمچه، موقتی بوده و امیدواری به رونق اقتصادی در آینده نزدیک، آنهارا سرحال نگه داشته است. وارد یک جمع چند نفری از بازاریان تیمچه فوق میشویم که در یکی از حجره­های آن به گپ وگفتگو مشغولند.

با «علی ابراهیم زاده» -72 ساله- همصحبت میشویم تا از روزگاران قدیم و آنهایی که به عنوان  بزرگان وتاجران برجسته این تیمچه در سده اخیر مطرح بوده اند سخن به میان آورد: «بازار محل تعلیم و تربیت ما بود، از شش سالگی در مسائل اقتصادی مشارکت داشتم و تاجران بزرگی همچون حاج کریم دیلمقانی، حاج ابراهیم جهان بخش، مرحوم حاج حسین میلانی نژاد، حاج جوادساعی زاده، حاج حسن کاملی، حاج قاسم جوان و مرحوم پدرم و نیز بعدها آقایان مختارزاده، کهنه چی، حدّاد، یوشانی و اسفهلانی رادیده ام که در چرخه اقتصادی بازار فرش دستباف تبریز نقش عمده ای داشتند و درآن زمان معاملات و تجارب بسیار مناسبی با شهرهای بیروت، بغداد و سایر دول عربی داشتند و اینک جای آن عزیزان در میان ما خالی است که یادشان راگرامی میداریم.»

وی ادامه میدهد: «پس از سال 1345مسیراصلی داد و ستد تولیدات فرش دستباف تبریز به کشورهای اروپایی سوق پیدا کرد و برخی از همکاران ما درشهرهامبورگ به کسب وکار تجارت فرش دستباف مشغول شدند که ما از طریق آنان به فروش فرشهای دستباف اقدام می نمودیم.»

این تاجر فرش دررابطه با گران ترین فرش های موجود نیز می گوید: «فرش های با رج یکصد که هم اکنون کمیاب هستند و قالیچه ها و تابلو فرشهایی به ارزش 50تا60 میلیون تومان که رفته رفته جزو تولیدات آنتیک محسوب می گردند وباید به موزه بروند...!»

ابراهیم زاده درپایان با اشاره به اینکه برای رونق بازارفرش دستباف تعامل و همکاری بازارهای جهانی نیاز اولیه این تولیدات است اضافه میکند: «کپی برداری کشورهایی نظیرچین وپاکستان ازنقشه های ایرانی نیز تأثیر بسزایی در پس رفت بازارهای جهانی فرش ایران به وجود آورده است زیرا تولیدات آنها توسط عوامل اجرایی و بافندگی بسیار ارزانتر از محصولات اصلی می باشند و دولت محترم در این برهه زمانی باید دروازه های تجارت بین المللی صنعت فرش دستباف رابگشاید تا بتوانیم درمیادین بین المللی به تجارت بپردازیم و اصلی ترین مولفه های صادرات غیرنفتی را رونق بخشیم!»

دریکی ازحجره های تیمچه مظفریه نیز یک تابلو فرش زیبای سه بعدی می بینیم که جاده روستایی سرسبزی از میان شاخ و برگ درختان می گذرد و جالب اینکه وقتی از هر زاویه به آن مینگریم جاده به سوی ماست !

«داود عبداللهی» نیز حدود  سال است که در این تیمچه مشغول داد و ستد فرش دستباف می باشد و دائم نزد پدر به کارهای دشوار بازار مبادرت ورزیده است.

وی با اشاره به اینکه درحال حاضر فرش های با رج 50 حدودا" متری دو میلیون تومان به فروش می رسد اضافه می کند: «متأسفانه فرشهای تبریز توسط عده ای سودجو به صورت قاچاق به کشورهای شرق آسیا منتقل می گردد وآنها با اسم و رسم خودی فرش های ما را به سایرکشورها صادر می کنند و سود خوبی هم به جیب می زنندکه این امر هم به دلیل عدم وجود صادرات آسان فرش دستباف به کشورهای خارجی است.»

این تاجر 72ساله ادامه میدهد: «در سالیان دور، بازار رقابت خوبی در بین تولیدکنندگان و صادرکنندگان فرش دستباف تبریز وجود داشت به طوری که کارخانجات بافندگی آقایان سلامی، ترابی و جوان به سهولت فرشهای باکیفیت و زیبا را تولید نموده  و به سرعت بازار فروش داخلی و خارجی را طی میکرد و مفید واقع میشد اما امروزه وضعیتی متفاوت با آن سالها حکمفرماست و علل بسیاری در کم رونقی صنعت فرش دستباف دخیل هستند که باید مورد بررسی دستگاههای ذیربط  قرار گرفته و بصورت منظم سازماندهی گردند و طوری نباشد که هر فرد علاقه مند، در منزل خویش یک دار قالی برپا نموده و با تولیدات متفاوت، غیر استاندارد و بی کیفیت نسبت به بافت قالی اقدام نماید و جایگاه فرش تبریز را زیر سوال ببرد...!»

عبدالهی در پایان تاکید میکند: «احیای بازار فرش دستباف بزودی حل خواهد شد و میدانم که این هنر و مشکلات حواشی آن موقتی است و با حمایتهای جدی مسئولان و ارائه تسهیلات مربوطه  از هنرمندان بافنده جهت تداوم فعالیتهای تولید فرش دستباف، به آینده  این صنعت مهم و سودآور امیدوارم!»

«کاظم آخوندی» با 20سال سابقه در عرصه صادرات فرش- نیز نقش حضور در بازارهای بین االمللی را بسیار موثر میداند و میگوید: «علیرغم اینکه در کشور ما تبلیغات در زمینه فرش به صرف اینکه جهان آنرا میشناسد جدی گرفته نمیشود اما برخی کشورهای رقیب حتی از طریق نمایندگیهای سیاسی خود، فعالان عرصه فرش را در کشورهای هدف شناسایی و با راه اندازی تورهای رایگان اقتصادی  و تقبل  تمامی هزینه های رفت و برگشت  وحتی اقامت، آنهارا راهی کشورشان میکنند تا از نزدیک فرصت های سرمایه گذاری صنعت فرش و قالی را در اختیار آنان قرار دهند.»

وی ادامه میدهد: «از سوی دیگر کشورهای رقیب ایران تلاش کرده­اند به منظور تشویق صادرکنندگان، مراحل صدور فرش را تا حد امکان کاهش دهند به نحوی که یک صادر کننده فرش ]به عنوان مثال[ از پاکستان ظرف 24ساعت میتواند کار صادراتی خود را به انجام برساند که بسیار تعجب آور است...!»

این فعال عرصه­ صادرات فرش در پایان به تولیدکنندگان فرش ایران به ویژه تبریز توصیه میکند که حتما برای اطلاع از سلیقه خریداران، در نمایشگاههای بین المللی حضور یابند زیرا تنها در چنین شرایطی است که قادر خواهند بود  تولیدات خودرا به سمت مناسب هدایت کنند و اضافه میکند: «ما بارها در چنین نمایشگاههایی حضور داشتیم که تولید کننده چون اطلاع دقیقی از شرایط محلی نداشت باصرف هزینه زیاد محصولاتی را ارائه کرد که به هیچ وجه استقبالی از آن صورت نگرفت !»

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت آذربایجان شرقی نیز مشکل اصلی تولید و صادرات فرش دستباف را نبود هماهنگی در تولید و سلیقه مشتری عنوان کرده و با اشاره به تنوع طلبی مصرف کنندگان بازارهای جهانی میگوید: «داشتن برنامه صحیح و دقیق در حوضه تولید و صادرات، چالش­ها و مشکلات مربوط به حوضه فرش دستباف تبریز را حل خواهد کرد زیرا آذر بایجان شرقی استانی است که فرش ایران را با آن میشناسند  و با توجه به اشتغال و مبانی اقتصادی که از صنعت فرش نصیب آن میشود در خور توجه است.»

وی در خاتمه می­افزاید: « 35% صادرات فرش دستباف کشور از استان ما صورت میگیرد و در هشت ماهه اول سال جاری 190 میلیون دلار فرش از این استان صادر شده است.»

ازسوی دیگر رئیس اتحادیه فرش فروشان تبریز نیز درباره­ وضعیت بازار فرش دستباف تبریز میگوید: «تنها بخشی که از فرش دستباف استان باقی مانده بخش هنری فرش تبریز است، یعنی درحال حاضر فرشهای هنری در آذربایجان شرقی بافته میشود و فرشهای معمولی دیگرآنچنان طرفدار ندارد.»

فرهاد چمنی ادامه میدهد: «مسئولان باید فکری به حال فرش دستباف استان بنمایند و حمایتهای لازم را از این هنر صنعت به عمل آورند تا نگذارند این صنعت مهم به زمین بخورد.»

وی در پایان خاطر نشان میکند: «برای برطرف کردن مشکلات فرش آذربایجان باید پلکانی عمل کنیم چرا که وقتی مواد اولیه مرغوب را نمیتوانیم تهیه و تامین نماییم طبیعتاً نخواهیم توانست گامهای مستحکمی در این حوضه برداریم...!»

در پایان هم بد نیست هم صحبت یک کارشناس صنعت فرش شویم: «اگر برنامه ریزی منطقی از سوی دست اندرکاران صنعت فرش  در کشورمان صورت بگیرد رقبای فرش ایران و بویژه تبریز حرفی برای گفتن در بازار ندارند.»

«سعید امیرلو» میگوید: «دنیا فرش دستباف را با نام ایران میشناسد و در این میان تاجران تبریزی و تولید کنندگان این صنعت مهم تاثیر زیادی در شناساندن این محصول راهبردی به جهانیان برعهده دارند زیرا فرش دستباف تبریز از قدمت قابل توجهی برخوردار است...»

این کارشناس و طراح فرش در ادامه اظهار میدارد: «امروزه رقبای فرش دستباف تبریز در جهان بسیار پررنگتر از گذشته است که از دو موضوع نشات میگیرد نخست آنکه در داخل کشور آنطور که باید و شاید  سیاست های حمایتی صحیحی به خصوص در عرصه صادرات این محصول اتخاذ نشده است و درپاره ای از موارد نیز برخی حرکتهای افراط و تفریط  باعث ضربه زدن به صادرکنندگان حقیقی و یا سوء استفاده برخی از افراد غیر متخصص از این صنعت شده است، ازسوی دیگر نیز، از نگاه مخاطب و مشتری خارجی(!) نقش و طرح فرش ایرانی که از تاریخ و فرهنگ غنی کشورمان سرچشمه میگیرد از جایگاه ممتازی برخوردار است که اگر این موضوع با سلیقه خریدار هماهنگ گردد  قطعا شاهد افزایش روز افزون جایگاه آن در بازارهای بین المللی خواهیم بود.»

امیرلو درپایان با انتقاد از اقدام برخی تجار فرش ایرانی خارج از کشور (از جمله آلمان) برای عرضه محصولات تولیدی دیگر کشورها، ابراز امیدواری کرد که سیاستهای دولت به سمتی پیش برود که این افراد نبود حمایت لازم را بهانه ای برای این اقدام خود قرار ندهد زیرا چنین اقدامی باعث از دست رفتن منافع بافندگان فرش در داخل کشور و به ویژه تبریز خواهدشد...!

ساعت 14:30را نشان میدهد، رفته رفته از تعداد اندک رهگذران تیمچه مظفریه کاسته میشود و سکوت معنی داری بر فضای اصلی ترین بورس فرش دستباف تبریز حاکم میگردد... انگار نه انگار که تا شامگاه چندین ساعت زمان باقی است! گویا این روزهای بازار فرش شهرمان خیلی کوتاه تر از گذشته است !!!

[ پنجشنبه 21 دی1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]
چندی پیش به اتفاق جمعی از همکاران مطبوعاتی آذربایجان شرقی جهت آشنایی با پتانسیلهای شهرستان ورزقان و به ویژه مجتمع عظیم مس سونگون با مدیر امور معدن این مجموعه گفتگو نمودیم که به علت اهمیت موضوع فوق، یک فلش بک کوتاه میتواند شما عزیزان را بیشتر در جریان پیشرفت ها و افتخارات صنعت مس منطقه قرار دهد !

به گفته مدیر امور معدن مجتمع مس سونگون ورزقان، این مجتمع معدنی دومین مجتمع معدنی ایران است که با 40 درصد از ذخیره مس کشور فرصت اقتصادی بزرگی برای این شهرستان محسوب می شود و یکی از مجتمع های سه گانه شرکت ملی صنایع مس ایران  بوده که ذخیره قطعی زمین شناسی آن 796 میلیون تن خاک با عیار60/. درصد مس و ذخیره قابل برداشت 388 میلیون تن خاک با عیار 62/. مس در حال حاضر می باشد.

معصوم باقرنژاد میگوید: این مجتمع پس از مس سرچشمه رتبه دوم کشوری را از نظر استخراج و تولید مواد معدنی در اختیار داشته و تولیدات آن اغلب در کابل سازی کاربرد دارد.

وی ادامه میدهد: روزانه به طور متوسط 25 هزار تن سنگ معدن در این مجتمع استخراج می شود که 500 تن آن به کنسانتره تبدیل می شود.

میر امور معدن مس سونگون درباره طرحهای توسعه ای این مجتمع می افزاید: فاز دوم تغلیظ با 150 هزار تن کنسانتره 29 درصد در سال و با سرمایه گذاری 2 هزار میلیارد ریالی با 35 درصد پیشرفت ،کارخانه ذوب با ظرفیت 200 هزارتن در سال ،کارخانه اسید سولفوریک با ظرفیت 750 هزار تن و کارخانه مولیبدن با ظرفیت 3 هزار تن کنسانتره مولیبدن با 82 درصد پیشرفت بوده که در حال اجرا هستند.

باقر نژاد ادامه میدهد: تولید مواد معدنی در 7 سال اول بهره برداری 7 میلیون تن  در فاز اول و در فازهای بعدی 14 میلیون تن پیش بینی شده است.

مدیر امور معدن مس سونگون ورزقان همچنین با بیان اینکه اغلب پرسنل این مجتمع از افراد بومی هستند اظهار میدارد: با آموزش نیروی انسانی توسط متخصصان و بالا بردن ضریب ایمنی حواث حین کار و تلفات جانی آن به حداقل رسیده است.

باقر نژاد در پایان اظهار می دارد: در حال حاضر با راه اندازی فاز یک تغلیظ در سال 85 با ظرفیت 150 هزار تن کنسانتره 29 درصد در سال در حال تولید و فعالیت است.

اگر نیم نگاهی به گذشته داشته باشیم و در مقام مقایسه از جایگاه ناظر بی طرف منصفانه قضاوت نمائیم، در ماههای اخیرحرکت های رو به جلوئی در زمینه مدیریت منابع منطقه و بهره مندی اقشار مختلف آن با هدایت و حمایت بالاترین مقام اثرگذار و موثر منطقه یعنی شخص مهندس الهوردی دهقانی نماینده منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی و تعدادی از مسئولین شروع گردیده که بازگو نمودن انها مجال این بحث نمی باشد. اگر احیانا مقام و مسئولی هم در منطقه در حال تغییر و تحول است صرفا و قطعا با این نگرش قابل نگاه کردن و ارزیابی می باشد که چقدر خود را متعلق به مردم و منطقه دانسته و در جهت رشد و شکوفائی منطقه دلسوز و موثر می باشد نه با یک نگاه گرایشی جزمی و منجمد!

پیرامون این موضوع، وظیفه آگاهان امر و اهالی رسانه که در واقع تصمیم سازان عرصه افکار عمومی هستند، با یاری و همفکری نماینده مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی و مسئولین دلسوز، ضمن تداوم این روند، این تلنگر را به دارندگان  پست ها و مقام های مختلف بزنند که به پشت میز نشینی اکتفا ننموده و ضمن آگاهی و ارزیابی داشته های محیط پیرامونی خود، با برنامه ریزی بلند مدت و پیگیری و مدیریت درست، در جهت آبادانی منطقه بیش از پیش گام های موثری برداشته و خود را وامدار مردم بدانند.

[ سه شنبه 19 دی1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]

وحیـــد کاظـــم زاده در نشست کارگـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــروه حمایت از حق آزادی بیان ومطبـــوعات شمالغرب کشور در تبریز گفت: «حقوق خبرنگاران در کشورهای دیگر قابل قیاس با حقوق و دریافتی ناچیز خبرنگاران در داخل کشورمان  نیست.»

کاظم زاده افزود: «اکثر خبرنگاران دولتی در حال حاضر وضعیت بهتری دارند و این مسئله هم باید درباره خبرنگاران بخش خصوصی نیز تقویت شده و مطبوعات مستقل در استان تشکیل شود.»

وی با بیان اینکه بایستی از خبرنگاران حمایت عملی شود، تصریح کرد: «خبرنگاران نقشی بی‌بدیل در جامعه دارند بنابراین باید مدیران از آنها حمایت کنند و روابط خوبی با آنها داشته باشند چرا که خبرنگاران دارای ظرفیت‌های ویژه‌ای هستند و مدیران باید از ظرفیت‌های موجود به نحو احسنت بهره‌مند شوند. »

دبیر منطقه هفت کمیسیون حقوق بشراسلامی با بیان اینکه با دویست هزار تومان دریافتی ماهانه حتی نمی توان هزینه اجاره ماهانه یک خانه 60 متری را پرداخت افزود: «گاهی به دلیل تامین نشدن نیازهای خبرنگاران به ویژه نیازهای مادی آن‌ها، مجبورند در چند رسانه مشغول به کار شوند که اینکار از کیفیت کار آنان کاسته است.»

کاظم زاده برخورد برخی از مدیران در استان با خبرنگاران را به باد انتقاد گرفته و با بیان اینکه هیچ مدیری حق برخورد قهر‌آمیز با خبرنگاران را ندارد ‌افزود: «برخی مدیران برخورد مطلوبی با خبرنگاران نداشته و برخورد برخی از مدیران استان با خبرنگاران غیرحرفه ای و غیراخلاقی است.»

وی خبرنگاران را مرزبانان، پاسداران و پیشقراولان حریم حق گویی و حقوق مردم دانست و اظهار داشت: «کمیسیون حقوق بشراسلامی هفته ای نیست که شکایتی از برخورد غیرعالمانه و دور از شأن برخی از مدیران نداشته باشد.»

دبیر منطقه هفت کمیسیون حقوق بشراسلامی، تملق و چاپلوسی برای مدیران را آفت حرفه مقدس خبرنگاری دانست و افزود: «خبرنگاران بایستی رسالت اصلی و قلم خود را حفظ نموده و سعی کنند قلمشان در راستای کار خبری باشد و با نگاه حرفه ای، اجازه ندهند تا برخی از مدیران فرصت طلب از آنان برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود سوء استفاده کنند.»

کاظم زاده  با بیان اینکه کارگروه حمایت از حق آزادی بیان و مطبوعات شمالغرب کشور حمایت از خبرنگاران را وظیفه خود می داند،  گفت: «این دفتر در صورتی که جامعه خبرنگاران از توهین و آزار مدیری شکایت داشته باشند باعنایت ویژه رئیس کل دادگستری استان آذربایجان شرقی و شخص دادستان تبریز به شکایات آنها رسیدگی می‌کند !»
[ شنبه 9 دی1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]


شهرام صادق زاده- خبرنگار تبریزیکمبود فرصت‌های شغلی پایدار، روزنامه نگاران و خبرنگاران کشورمان را کلافه کرده است و اگر تدابیر راهبردی موثری در این زمینه اندیشده نشود، روزبه روز وضعیت اقتصادی ما خبرنگاران وخیم تر می شود.

به طوری که مطلعید نویسندگی در کشور ما هنوز به عنوان یک شغل وهنر حرفه‌ای تعریف نشده است و بسیاری از روزنامه نگاران  و نویسندگان از کمبود حمایتی دولت به سطوح آمده اند، به علاوه این امر لطمات جبران ناپذیری به صنعت نشر کشور وارد می کند  که در آینده خطرآفرین می باشد.
این قشر، افرادی هستند  که می توانند با قلم خود، نفس تهاجمات فرهنگی غربی ها را در سینه حبس کنند، ولی متاسفانه این روزها نفس خودشان درسینه حبس شده است !!
مسولان  ذیربط  باید سر و سامانی به وضعیت  اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و شغلی خبرنگاران  وعرصه رسانه  بدهند، زیرا برخی از نویسندگان و خبرنگاران کشورمان حتی بیمه هم نیستند...
امروزه خبرنگار در جهان معاصر یک منجی اطلاعاتی به شمار می آید و از این رو وی، هنرمندی است که با خون دل مطالب خود را به رشته تحریر در می آورد، به همین علت سزاوار نیست حقوق قانونی این قشرفرهنگی زحمتکش نادیده گرفته شود.
البته چنین راهکاری نیازبه  برنامه ‌ریزی حرفه ای، هنری و ارزشی و لحاظ حمایت همه جانبه از این قشر زحمتکش دارد، زیرا شمع فعالیت خبرنگاران باید روز به روز پر فروغ تر شود، نه اینکه با بی توجهی خط بطلان بر عملکرد این جامعه فرهنگی کشیده شود !

[ جمعه 8 دی1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]

بعد از مرگ ناگوار بیش از 40 دانش آموز بروجنی در بازگشت از سفر راهیان نور نوبت دانش آموزان پیرانشهری بود تا 36 محصل بی گناه مدرسه در اثر آتش سوزی بسوزند و درد بکشند.حوادث اینچنینی نه اولین بوده و نه آخرین خواهد بود.اینکه مقصر یا مقصران حوادث مشابه چه کسانی یا ارگانهای بوده و هستند جای بحث و محل مجادله است.هر چند که هر یک از ارگانهای مربوطه از قبول مسئولیت بروز چنین حوادث تلخی شانه خالی می کنند و توپ را بر زمین دیگری می اندازند.آنچه که در این حواث نمود پیدا می کند سوء مدیریت است که علت اصلی پدید آمدن این اتفاقات آزار دهنده است.

جناب حاجی بابایی وزیر عریض و طویل آموزش و پرورش! به جای اینکه در مقام پاسخگویی به سوالات افکار عمومی و نمایندگان مجلس در چرایی مرگ جگرگوشه های این ملت باشد و یا اینکه شهامت به خرج دهد و استعفا کند با خنده تلخی می گوید: خبرنگاران هم باید برکنار شوند!

ای کاش جناب وزیر اگر استعفا نکرد حداقل در پیشگاه ملت حاضر می شد و عذر خواهی می کرد هر چند که عذرخواهی چاره کار نیست، اما می توانست آلام خانواده های داغدار این دانش آموزان را تخفیف دهد.

جناب وزیر و همه مدیران در هر مقام و منصبی که باشند حق ندارند برای خبرنگاران و اهالی مطبوعات که به حق چشم تیزبین و نمایندگان افکار عمومی اند تعیین تکلیف نموده و خط و نشان بکشند.

پس ایشان بهتر است در امر خبر رسانی مداخله نکنند و انتقاد مطبوعات را با جان و دل پذیرا باشند...!

                                                   « طاهـــر خیــــری »

[ جمعه 1 دی1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]
مدت هاست شایعات مختلفی در مورد به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 همزمان با شب یلدا در ایران در وبلاگ های مختلف و شبکه های اجتماعی مطرح می شود و هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد.

البته  این موضوع از سوی کارشناسان علمی و به خصوص سازمان فضایی ناسا تکذیب شده و حتی ناسا آن را شایعه ای مضحک دانسته است.

قضیه به پایان رسیدن دنیا در روز 21 دسامبر سال 2012 برای نخستین بار با این ادعا آغاز شد که سیاره ای به نام «نیبیرو» که سومری ها آن را کشف کرده اند، در حال حرکت به سوی زمین است. ابتدا گفته می شد که این فاجعه در ماه می 2003 رخ می دهد و زمانی که این تاریخ گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد، زمان موعد به دسامبر 2012 تغییر کرد و به تقویم باستانی «مایا» که تحول بزرگ در زمستان سال 2012 را پیش بینی کرده بود، ربط داده شد، به همین دلیل هم تاریخ 20 دسامبر به عنوان روز موعود پیش بینی شد.

در مورد این شایعه سازمان جهانی ناسا این موضوع را مطرح کرد که نه ناسا و نه هیچ سازمان علمی دیگری چنین چیزی را پیش بینی نکرده است.

در گزارش ناسا آمده است: «اصلاً تراز به خط شدن گیتی وجود ندارد و حداقل تا چند دهه آینده چنین هم راستایی رخ نمی دهد و حتی اگر هم چنین پدیده ای اتفاق افتد، تأثیر آن بر زمین بسیار ناچیز است. به عنوان نمونه، در سال 1962 چنین هم ترازی رخ داد و 2 مورد دیگر هم در سال های 1982 و 2000 اتفاق افتاد. در هر دسامبر هم زمین و خورشید با مرکز کهکشان راه شیری هم تراز می شوند، اما این یک رخداد سالانه است که هیچ تبعاتی هم ندارد...»

برخی می گویند بر اساس تقویم مایا وقتی یک روز در سه دور این تقویم مشترک باشد آخر دنیاست، در صورتی که تقویم مایا سه دور مختلف دارد که امکان مشترک بودن یک روز در این سه دور در بعضی سال ها اتفاق عجیبی نیست.

هم ترازی خورشید و مرکز کهکشان و زمین نیز که برخی به عنوان توجیه علمی پایان دنیا بودن اعلام می کنند هر سال اتفاق می افتد.

تئوری هایی که برای این شایعه مطرح کردند اصلاً جدی نیست ولی یکی از پیش بینی های آنها می تواند به واقعیت نزدیک باشد که این تئوری می گوید در 21 دسامبر 2012 و پس از آن سطح آگاهی مردم جهان بالا می رود و مردم با ابعاد معنوی و روحانی بیشتر آشنا می شوند !!!

اینکه عصر جهل، نادانی و خرافه پرستی به پایان برسد و عصر روشنایی، دانایی و خرد آغاز شود مسئله مهم و امیدوارکننده ای است و اصلاً ترسناک هم نیست. قرار نیست چیزی نابود شود ولی برخی کشورها نظیر کشور روسیه و امثال آن در شبکه های تلویزیونی خود به طور مداوم برنامه هایی را به عنوان پایان دنیا پخش می کنند که این مسئله فقط سبب ترس و افسردگی جامعه می شود که جای تأسف دارد، در شهر تبریز نیز این شایعات تا حدودی در بین مردم مطرح می شود اما شدت استقبال شهروندانمان بسیار کمتر است  که از شعور بالای اجتماعی حکایت دارد...!!!

[ سه شنبه 21 آذر1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]
توجه به بهداشت فردی از سالیان دور و دراز یکی از مولفه های انسانها برای زندگی هرچه بهتر بوده است، به طوری که برخی از پیشینیان ما در برهه­­­ ­­­ای از حیات خویش این اصل مهم را سرلوحه­ اموراتشان قرار داده و اقدام به ساخت حمام های شخصی نموده اند  تا از این طریق نام و نشانی نیکو و خدا پسندانه بر جای بگذارند. یکی از این حمام های موردنظر، حمام شخصی «حاج شیخ» تبریز است که در منطقه مارالان واقع شده  و اینک پس از سالیان سال خدمت به شخص حاجی، مورد استفاده شهروندانمان  قرار گرفته است و در هر بار استحمام در آن یاد و خاطره بانی حمام گرامی داشته میشود.

حمام «حاج شیخ»  در سال 1302 هجری قمری توسط تاجر و بازرگان کاردان و نیک سرشت تبریز به نام «حاج شیخ محمد قزوینی» ساخته شد تا وی برای استحمام و امورات شخصی از آن استفاده نماید.

در بدو ورود به محوطه حمام، نوع معماری و مساحت نسبتا کم و نُقلی آن جلب توجه میکند و انسان را به تفکر وامیدارد که این چنین مکان مستحکمی را بنا نموده و طبق سنگ نوشته ورودی حمام، آن را «الملک الله» خوانده است! بنایی که به گفته تعدادی از شهروندان که در محل فوق مشغول استحمام بودند آرامش را به ارمغان آورده و تسکین دهنده آلامشان میباشد.

«بهمن رنگ ساز» -60ساله و راننده تاکسی- با گشاده رویی و لبخند بر لب که حاکی از رضایت او از حضور در حمام فوق است میگوید: «از بدو تولد به این حمام آمده ام و در طول این سنوات، حمام حاج شیخ رفت و آمد مردانی با غیرت و با انصاف را دیده و با تمام وجودش حس کرده است، کسانی که سالها آمدند و رفتند اما این حمام هنوز هم پابرجاست... .»

وی با اشاره به این که اکثر مشتریان این حمام را افرادی تشکیل میدهند که 50 یا 60 دهه از عمرشان را سپری نموده اند و اینک در فکر سلامتی ، سرحالی و رعایت بهداشت فردی هستند اضافه میکند: «قدیم الایام اینگونه نبود و برو بیای خوبی حاکم بود اما امروزه این حمام محل حضور برخی از شهروندانی است که تفریح و سرگرمی سالم را به بهانه استحمام انتخاب نموده اند تا ضمن بر خورداری از لذت نعمات معدنی آب از مرهمی مانند خزینه نیز بهره مند گردند... .»

این مشتری پر وپا قرص حمام حاج شیخ در پایان با ذکر این مطلب که از زمان ده ریالی ورودی حمام فوق طرفدار آن بوده است تاکید میکند: «این حمام از لحاظ بهداشتی در وضعیت مناسبی قرار دارد و حیف است که اینگونه اماکن در اثر عدم توجه و رسیدگی کامل تعطیل گردند زیرا به علت نوع فضای سنتی آن رنگ و بوی سالهای دور به مشام میرسد و آن همه خاطراتی که در اذهانمان باقی است.»

«حسین» آقا را هم در حال اصلاح صورت میبینم، حدود 57 سال سن دارد و باز نشسته یکی از کارخانجات صتعتی تبریز است، او هم از بدو تولد، استحمام در این حمام را به یاد دارد، میگوید: «علی رغم وجود حمام در منزل هرروز عصر به این حمام می آیم تا مرهمی بر آلام و درد های مفاصل و آرتروزم باشد... .»

در بخش دیگری از بازدید نیز با «مختار شمس مارالانی» _60 ساله و صاحب حمام_  همصحبت میشویم تا اطلاعات کامل تری را در اختیارمان قرار دهد، او در ابتدا میگوید: «بنده زمانی که اطراف این حمام باغی چند هکتاری بود و تا چهار سوق هم ادامه داشت را دیده ام، اما گفته اند که حاج شیخ محمد جعفرقزوینی که بازرگانی کاربلد بود این حمام را جهت استحمام شخصی ساخته و فاصله بازار تبریز تا محل حمام فوق را با اسب رفت و آمد مینمود.»

وی در ادامه با اشاره به مقاومت بسیار مناسب حمام حاج شیخ در زلزله اخیر آذربایجان اضافه میکند: «ساخت این حمام کاملا منحصر به فرد بوده ودر هنگام انجام تغییر وتحولات داخلی و توسعه آن که به حذف یکی از ستونهای میانی آن انجامید هیچگونه تاثیری بر بدنه بنا وارد نشد و کما فی السابق استوار ماند! »

صاحب حمام حاج شیخ همچنان با ذکر  این نکته که حدود 50 سال پیش پدرش این حمام را به قیمت 6 هزار تومان خریداری کرده است تاکید میکند: «اما علیرغم عدم سود آور بودن این حمام در سالهای اخیر از رزق حلال کارم بسیار راضی هستم  زیرا شغل ما نیز جزو محدود مشاغلی است که کفه ترازو همیشه به نفع مشتری است و با پرداخت مبلغی ناچیز تا مدتی نامحدود تمام امورات مربوط در اختیارشان بوده و متولی اداره حمام محسوب میگردند.»

مارالانی در پایان با اشاره به اینکه بزرگترین مشکل این حمام قبض های گاز مصرفی آن با ارقام درشت است که شاید باعث تعطیلی آن گردد می افزاید: «نحوه مشت و مال و نیز ماساژ مشتریان در چندین سال پیش بسبار جالب بود به طوری که در بدو ورود به حمام یک لنگ به خود مشتری تحویل داده میشد و لنگ دیگری به زیر پایش انداخته میشد، یکی دیگر برروی دوشش و در مرحله پایانی نیز یک لنگ به دور سر پیچانده میشد تا پروسه استحمام و تر و خشک کردن مشتریان به پایان برسد، اما متاسفانه امروزه از آن آداب و رسوم خبری نیست و حلقه ارزشی مراجعه کنندگان گم شده است!»

در رابطه با قبض های گاز مصرفی حمام حاج شیخ، واحد فنی و فروش شرکت گاز آذربایجان شرقی اعلام کرد: «طبق تعرفه های مصوب این شرکت در محاسبه گاز مصرفی این حمام، با توجه به نرخ تعرفه تجاری ویژه که شامل نانوایی ها و حمامهای سنتی و امثال آن میباشد میزان کارکرد گاز مصرفی با رقم مندرج بر روی قبض ارسالی مطایقت دارد...! »

درپایان خاطر نشان میکنم «حاج شیخ محمد جعفر قزوینی» در زمان ولیعهدی مظفرالدین میرزای قاجار در سال 1305 هجری قمری «تیمچه مظفریه» بازار تبریز را بنا نهاد و با توجه به اینکه هر بنای نوبنیادی در شهر مورد توجه ولیعهد قرار میگرفت میبایست آن مکان را به شخص ولیعهد پیشکش میکردند لذا این بازرگان کاردان و کاربلد از تصاحب و تملک آن خودداری نمود زیرا اعتقاد داشت این املاک و دارایی­ها برای هیچ کس حتی پادشاهان و شاهزادگان باقی نمیماند و ارزش دنیوی آن در این دنیا باقی می ماند، همانگونه که برروی سنگ 50 کیلویی روی دیوار حمام شخصی اش به صراحت نوشته است: (( الملک الله...))

[ یکشنبه 19 آذر1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]
 

روزنامه نگار جوان و خوش نام  تبریزی و عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران آذربایجان شرقی عنوان برتر پنجمین جشنواره سراسری «ترافیک و رسانه» را از آن خود کرد.

در این جشنــواره که همــزمان با روز فرهنگ عمومی در محل ایوان شمس تهــران و با حضور معــاون حمل و نقل شهرداری و مرتضــی طلایی عضــو شورای شهر تهران برگزار شد اثــر مکتوب «محمد امین خوش نیت» در بخش گزارش خبری این جشنواره از بین 1275 اثر رسیده به دبیرخانه جشنــواره، حائز رتبه ســوم شده و جایزه ویژه این بخش و لوح تقدیر را از آن خود کرد.

«خوش نیت» دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته روزنامه نگاری بوده و با 18 سال سابقه کار مطبوعاتی هم اکنون مدیر مسئول و سردبیر هفته نامه گلشن راز تبریز می باشد...

ما هم به نوبه خود کسب این مقام برتر را به دوست، همکار و استاد ارجمندمان آقای محمد امین خوش نیت تبریک عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان سلامتی، بهروزی و تداوم افتخارآفرینی برای آذربایجان آرزو می کنیم!

[ سه شنبه 30 آبان1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]

سفــــرنامه گـــروهی از خبـــرنگاران استان به نمایشـــگاه

بین المللی مطبـــوعات و خبـــرگزاری های کشـــور

می دانستم که امسال هم خانه مطبوعات استان برنامه ویژه ای برای بازدید از بزرگترین و مهمترین رویداد مطبوعاتی کشور که در تهران برگزار میشود خواهد داشت، برای همین منظور با چند نفر از همکاران خبرنگار هماهنگ شدم تا با برنامه ریزی مناسب، خاطره لذت بخشی در اذهانمان ثبت گردد.

چهارشنبه 10 آبان بود که SMS خانه مطبوعات حاوی زمان و مکان اجتماع خبرنگاران به دستم رسید: « پنج شنبه 11 آبان / ساعت 22/ مقابل ساختمان مخابرات مرکــز»

با خودم گفتم حالا که سفرمان قطعی شده باید از هم اکنون به فکر یک سفر کوتاه اما دلچسب باشم زیرا در کنار همکاران بودن صفای دیگری دارد...اما باید مواظب می بودیم تا گرفتار حاشیه ها نشویم، مثل سال گذشته...!

بعد از ظهر روز حرکت هم دوباره یک SMS دیگری به دستم رسید مبنی بر اینکه ساعت حرکت نیم ساعت تغییر کرده و22:30 در همان مکان حضور به هم رسانیم، امان از دست این تغییرات دقیقه نودی که حسابی برنامه ریزی آدم را به هم میریزد!

بالاخره در مکان و زمان اعلام شده حضور یافتیم و منتظر تشریف فرمایی سایرین شدیم تا به موقع حرکت نماییم، اما ظاهرا" تأخیر در حرکت کاروانها، تورها و امثالهــم به یک بدعت تبدیل شده و بالأجبار30 یا 45 دقیقه باید معطل شد تا زمان حرکت فرارسد، این رویه به هیچوجه باب میل افراد وقت شناس نبوده و آنها را آزرده خاطر میسازد که البته حق هم با آنهاست.

آرام آرام برخی از همکاران آمدند و مقابل اتوبوس جمع شدند، برخی از همکاران دوست داشتنی ام نیز نتوانسته بودند بیایند که حیف شد و از زیارتشان محروم شدم.

دو دستگاه اتوبوس، یکی برای آقایان و دیگری برای خانمهای نمایندگان رسانه های گروهی...

استارت اتوبوسها همه را به خود جلب نمود، تعدادی از همکاران در همان لحظه به نوع اتوبوسهای اجاره ای ایراد گرفتند و مدیر خانه مطبوعات هم گفت که او هم غافلگیر شده زیرا این کار تلفنی انجام گرفته و قرار بوده اتوبوسهای ایده آل و راحت در اختیار خبرنگاران قرار گیرد که تقصیر تعاونی مربوطه میباشد...

اتوبوس حرکت کرد و در اتوبان خروجی تبریز به یکباره صدایش تغییر کرده و به تق و توق افتاد و یکی از دوستان به شوخی گفت: « آقا این اتوبوس کهنه ما را به ناکجاآباد خواهد برد!» و همه زدیم زیر خنده...

بعد از گذشت یک ساعت و اندی دوباره در چند قسمت  شیب دارجاده همان حالت که مثل شل شدن لاستیکها بود به گوش رسید که واقعا" غیر عادی بود، البته شاید این وضعیت به علت ناهمواری جاده بوده یا از لاستیکهای اتوبوس قصه ما، که تعدادی از همسفران ما را ترساند اما در اصل اتفاقی نیافتاد و به خیر گذشت!

تا ساعت 3 صبح با چند نفر از همکاران ارجمند مشغول گپ و گفتگو شدیم، آنهم درباره همه مباحث، از مسایل روز گرفته تا مشکلات فرهنگی، هنری، شهری و کلی هم درباره مشکلات صنفی...

صبح حوالی ساعت 7:30 وارد پایتخت شدیم، بعد از صرف صبحانه حرف و حدیث هایی در مورد زمان خروج از نمایشگاه و ساعت خروج از تهران به میان آمد که موافقان و مخالفان قابل توجهی را به همراه داشت، بیچاره مدیر خانه مطبوعات، هاج و واج مانده بود میان این دو گروه و چیزی هم نمیگفت تا مبادا به کسی بربخورد...

همیشه از اینکه عده ای خاص و محدود (مثلا" 2 یا 3 نفر) بخواهند افکار و سلایقشان را به کل گروه تأمیم دهند رنجیده ام و ترجیح داده ام تا در این مواقع سکوت کنم، اما سکوت هم که در هر زمان و مکان کار ساز نمی شود و باعث تضییع حقوق عده ای می گردد که مظلوم هستند و من با این کار به شدت مخالفم.

به هر حال وارد شبستان مصلی (محل اصلی برگزاری نمایشگاه مطبوعات) شدیم و بعد از ارایه کارت شناسایی معتبر به مسؤل اجرایی نیم چرخی در غرفه های استان ها زدیم و پس از بازگشت به غرفه استان، با در دست داشتن بن مطبوعات به ارزش 300 هزار ریال شاد و شنگول به سوی راهروهای نمایشگاه سرازیر شدیم. البته از قرار معلوم برای هر خبرنگار 200 هزار ریال بن در نظر گرفته شده بود که به دلیل غیبت تعدادی از همکاران – علی رغم ثبت نام تلفنی از طرف خانه مطبوعات – سهم آنان نیز بین بقیه دوستان حاضر در نمایشگاه تقسیم گردید و رقم نسبتا" مناسبی را به وجود آورد، اما رقم تعلق گرفته به مدیران مسؤل جراید 500 هزار ریال بود که نوش جانشان باشد!

ساعت 13:30 بود که نهار را صرف کردیم و قرار شد ساعت 15 تا 15:30 تمام همکاران در محل پارک اتوبوسها حضور یابند تا درباره ادامه سفر تصمیم گیری گردد، اما این مهم تا ساعت 17 به طول انجامید زیرا متأسفانه برخی از همکاران هم صنف ما به هیچوجه وقت شناس نبوده و باعث اتلاف وقت تعدادی ازعزیزانی شدند که رأس ساعت مقرر در محل تعیین شده حضور یافتند و انتظار داشتند بقیه همکاران نیز به حق و حقوق آنها احترام بگذارند اما افسوس که عده ای از نمایندگان افکار عمومی خود موجب از دست رفتن اعتماد صنفی میشوند کمااینکه بی برنامگی و رنجش خاطر حاضرین را نیز به همراه دارد.

بالأخره از بطن نمایشگاه مطبوعات دل کندیم و در محل تعیین شده حضور یافتیم اما در کمال ناباوری تعدادی از همکاران خبرنگارمان هنوز در فواصل دور از محوطه پارک اتوبوسها حضور داشتند تا اینکه عقربه های ساعت از 17 گذشت و رفته رفته به غروب آفتاب نزدیک شدیم. گفته شد که برای آن عده از غایبان مشکل جزئی پیش آمده و حدود ساعت 17:30 تیم همکاران تکمیل گردید و بحث درباره ادامه سفر بالا گرفت، باز هم فازهای منفی (به قول خودم ضدحال) از سوی عده ای انگشت شمار گروه به کل اکیپ تزریق شد زیرا این عزیزان قصد داشتند از همان زمان و مکان استارت بازگشت به تبریز زده شود تا ایشان در منزل به استراحت مطلق بپردازند(!) جالب اینکه فردای همان روز عید غدیر خم بود و ایشان میتوانستند به راحتی به استراحت و انجام مراسم عید اقدام نمایند اما سعی کردند با به اصطلاح لابی گری و نفوذ در سطوح مدیریتی خانه مطبوعات و عوامل مجری این سفر به هدف خویش دست یابند در حالی که اگر اینچنین میشد گروه اعزامی حوالی ساعات نیمه شب (1:30یا 2:30) وارد تبریز شده و افراد شهرستانی و نیز همکاران خانم به سختی میتوانستند به مقصد برسند...اما کو گوش شنوا !!

بعد از کلی بحث و جدال، ادامه برنامه سفر به سوی شهر ری و حرم شاه عبدالعظیم(ع) تنظیم گردید و باز هم بر اثر تکروی شخصی غیر مسؤل در شناسایی مسیر حرم، راه به درازا کشید و خوشبختانه بعد از عبور از ترافیک جزیی معابر پایتخت (ازخوش شانسی ما و به علت روز تعطیل) به سختی وارد مسیر اصلی شدیم، اما از بخت بد ما و عدم کنترل کافی راننده اتوبوس هنگام دور زدن از بریدگی خیابانی در اطراف حرم مطهر، برخورد خفیفی با یک دستگاه پراید صورت گرفت که باعث اتلاف وقت گروه شد و بعد از رایزنی و مراحل توافقی طرفین و نیز پرداخت مبلغی به عنوان خسارت، راننده جوان پراید کوتاه آمد و ماجرا ختم به خیر شد، جایتان خالی تا میدیدید چه ماجراهای عجیب و غریبی گریبانمان را میگرفت...

پس از استراحتی کوتاه، اعضای اکیپ خبرنگاران در گروه های چند نفری اقدام به زیارت حرم مطهر، گردش در بازار مجاور حرم و غیره نمودیم و حدود ساعت 21:15 ضیافت شام را در یکی از رستورانهای جوار حرم نوش جان کردیم، در این مکان هم جای شما را خالی کردم به طوری که هر کس غذای مورد دلخواه خویش را سفارش داده و میل فرمود، بنده هم با 3 عدد نان لواش غذای مورد علاقه ام را صرف نمودم.

به هرحال حدود ساعت 23:30 به طور رسمی پایتخت کشورمان را ترک کرده و خاطرات تلخ و شیرین سفر را در دفتر خاطرات اذهانمان ذخیره نمودیم.

وقتی سوار اتوبوس شدم آنچنان خسته بودم که هدایا و ره آورد نمایشگاه مطبوعات را در گوشه ای از اتوبوس جای دادم و به خواب رفتم...

ساعت 7 صبح با خوش و بش همکارانی که در بین راه پیاده میشدند از خواب بیدار  و در اولین چهارراه بعد از دروازه تهران پیاده شدم.

حال که با خودم فکر میکنم می بینم چه نیکوست انسان در هر موقعیت و مقام  به خاطر گروهی که در آن و به آن تعلق دارد از برخی علایق و سلایق شخصی بگذرد و هم رنگ جماعت شود...!!!

امــــان از دست بعضـــی ها !!

[ شنبه 27 آبان1391 ] [ شهــرام صادق زاده ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اینجانب شهــرام صادق زاده از سال 1382 به عنوان گزارشــگر فرهنگی و اجتماعی در روزنامــه مهــــــد آزادی چاپ تبریـــز مشغول به فعالیت هستم ، از این رو تصمیم گرفتم جهت ارتباط مستقــیم با مخاطبان و شهــروندان، این وبلاگ را راه اندازی نمایم که امیدوارم ضمن مطالعه مطالب، نظرات، انتقادات و یا پیشنهادات خود را به اطلاع حقیر رسانده و یاریگرم باشید.
لینک دوستان